بالا

مدل های کسب و کار اینترنت اشیاء

مدل های کسب و کار اینترنت اشیاء

مدل های کسب و کار اینترنت اشیاء

اینترنت اشیا (IoT) شبکه ای از اشیای متصل به هم است و به اکوسیستمی متشکل از اشیا، ارتباطات و کاربردها و خدمات اطلاق می شود. برآوردهای مختلفی برای اندازه ی بازار آن تا سال ۲۰۲۰ وجود دارد که اختلافشان چشمگیر است اما همه ی برآورد ها بر روی حداقل یک تریلیون دلار اتفاق نظر دارند. این رقم، رقمی بزرگ و قابل توجهی است که هر شرکت (حتی آن هایی که به صورت جزیی به IoT مرتبط هستند) را به سوی سرمایه گذاری در اینترنت اشیا هدایت میکند.

با در نظر گرفتن فرصت ها و چالش های این فضا، اهمیت مدل های کسب و کار و شراکت را نمی توان بیش از این مورد تاکید قرار داد. این موضوع مهم است که تمامی شرکت های مرتبط با اینترنت بایستی با همکاری یک دیگر کار کنند تا به اهداف برسند. اگرچه، به همان اندازه هم برای نهاد های درگیر مهم است که تشخیص بدهند که چه کسی بهترین جایگاه را جهت رهبری این شراکت کسب می کند. در اینجا زنجیره ارزش را از ابتدا تا انتها مرور می کنیم تا به مدل کسب و کار مناسب برای IoT برسیم. مدلی که بتوان شراکت ها و همکاری ها را بر اساس آن تنظیم نمود.

زنجیره ارزش اینترنت اشیا

شاید بتوان زنجیره ارزش را مهم ترین بخش یک مدل کسب و کار دانست. این زنجیره نشان می دهد که خدمات چگونه ارائه می شوند. IoT زنجیره ارزش بسیار پیچیده ای دارد؛ چرا که بر فرآیند های بسیاری تاثیرگذار است. این فرصت بزرگ هم چنین بدین معناست که سهام داران متعددی بایستی با یکدیگر کار کنند تا IoT را به سرمنزل مقصود برسانند. در تصویر پایین، نسخه ی ساده شده ی زنجیره ارزش را مشاهده می کنید. که فعالیت های کلیدی در هر مولفه از زنجیره ارزش و تعدادی از فعالان این حوزه لیست شده اند.

مدل های کسب و کار اینترنت اشیاء

واضح است که تشکیل شراکت، زمانی که هر یک از نهادها خود را مهم تر از دیگری بداند، آسان نخواهد بود. در این سناریو، مهم ترین پرسش برای هر کمپانی علاقه مند به IoT این است که جایگاه خود را در زنجیره ارزش بیابد. این جایگاه در زنجیره ارزش، ارتباط، استراتژی و فرصت ها را تعریف می کند. سوال بزرگ این است که چه کسی برنده یا رهبر IoT خواهد بود. شرکتی که بزرگترین سهم را از زنجیره ارزش بردارد دست بالا را در ایجاد شراکت و همکاری ها خواهد داشت. با نگاهی سریع به تصویر زیر می توان بدین نتیجه رسید که ارائه دهندگان سکو بهترین جایگاه را برای رهبری IoT دارا هستند چرا که تا ۵۰ درصد کل ارزش را از آن خود کرده اند. البته باید توجه داشت که به دست آوردن بزرگترین سهم از ارزش، لزوما آن ها را به عنوان «تنها گزینه ی موجود» مطرح نمی کند و فضای رقابتی، همچنان بازار IoT را بخش بخش می کند.

مدل های کسب و کار اینترنت اشیاء

بر اساس شکل بالا، پنج گروه بازیگر کلیدی وجود دارد که عبارتند از: ارائه دهندگان دستگاه ها، اپراتورها، ارائه دهندگان سکو، سازندگان سیستم ها، و ارائه دهندگان برنامه ها. در هر کدام از این گروه ها، چندین کمپانی وجود خواهد داشت. هر کدام از این بازیگران نیروی خاصی را در جهت پیش بردن IoT به همراه می آورند اما مسلما تاثیر همه یکسان نیست. تحلیل زیر نقاط قوت (یا ضعف) هر گروه از بازیگران را نشان می دهد  که به حصول مدل کسب و کار کمک می کند.

ارائه دهندگان دستگاه ها

آن ها قادرند تا ۱۰ درصد از ارزش را در دست بگیرند اما آیا آن ها قادر خواهند بود که مدلی بر اساس ارائه خدمت توسعه بدهند؟ اگر موفق بدین کار شوند، قادر خواهند بود تا ۱۰ الی ۲۰ درصد از ارزش را نیز به دست بیاورند. بدون یک مدل ارائه خدمت، آن ها از دوره اوج IoT بهره مند خواهند شد اما نهایتا تنها یک فروشنده باقی خواهند ماند. بهترین گزینه برای آنها این است که وارد شراکت های غیرانحصاری با بازیگر پیشرو و رهبر شوند. بازیگرانی مانند Nest در تلاش برای رهبری حوزه ی ارائه ی سکو و برنامه هستند اما این مشی، مستلزم پذیرفتن خطر و مشکلات در ارائه ی راهکار انحصاری است.

 اپراتورها

نقش اپراتور ها نقشی حیاتی است چرا که اتصال را برقرار می کنند و با کار کردن با فناوری M2M از بقیه چند گام جلوتر هستند. طبیعی به نظر می رسد که اپراتورها خودشان را پیشتازان عرصه فناوری اینترنت اشیا بدانند. هر چند، بعید به نظر می رسد که ارائه دهندگان شبکه که به غالب دستگاه ها می توانند خدمت رسانی کنند، هم ارزش مربوط به شبکه را به دست بیاورند و هم بهترین جایگاه را در جهت به دست آوردن سایر ارزش ها داشته باشند. اپراتور ها پتانسیل لازم برای فضای فناوری اینترنت اشیا را دارا نیستند چرا که برای آنها دشوار است که فراتر از ارتباطات و ARPU (درآمد به ازای هر مشترک) بیندیشند. اپراتور ها هنوز فروش راهکار/مدیریت خدمات را نیاموخته اند.آنها نیاز دارند تا به استقبال فرهنگ استارت آپی بروند چرا که کسب و کار اینترنت اشیا به سرعت در حال حرکت است و بعید است که منتظر بروکراسی ها و کاغذبازی های داخلی آن ها بماند. فضای ذهنی اپراتورها بر مبنای یک فضای کسب و کار پایدار است ( به خاطر داشته باشید که یک اپراتور، ۸۰ درصد درآمدش را از مقرری های سالانه به دست می آورد) و بعید است که خیلی وارد سرمایه گذاری های خطرناک شوند. آن ها به یک شریک تجاری نیاز دارند و بعید است که نقش رهبری را در فناوری اینترنت اشیا ایفا کنند. اینترنت اشیا موجب استفاده ی بیشتر از شبکه دیتا خواهد شد اما به خاطر کالایی شدن (وضعیتی که گزینه های موجود از یک کالا یا خدمت بسیار به یکدیگر شبیه شده و قدرت قیمت گذاری برند و سازنده کم می شود، به طوری که از دید مشتری همه ی گزینه ها مشابه هم هستند، پس به سراغ ارزان ترین آن ها می رود.)، ارتباطات در خطر تبدیل شدن به مولفه ای در زنجیره می شود که ارزش افزوده ای با خود نخواهد داشت.

ارائه دهندگان سکو

سکو یا پلتفرم قلب اینترنت اشیاست و سخت افزار، اتصالات، ارائه دهندگان خدمات و برنامه ها را به یکدیگر ارتباط می دهد تا به راهکارهای خاص اینترنت اشیا دست یابد. اکثر بازیگران جدی عرصه ی اینترنت اشیا به ارائه ی سکو چشم دوخته اند اما موفقیت در این راستا به توانایی ایشان در انعقاد همکاری ها و هدایت به سمت هدفی مشترک بستگی دارد.

سکوی اینترنت اشیا احتمالا مفهومی است که بیشترین بدفهمی را در اینترنت اشیا در آن صورت گرفته است. انواع مختلفی از سکوی اینترنت اشیا وجود دارد مانند سکوی ارتباطی/M2M ( که تمرکز آن بر اتصال دستگاه ها از طریق شبکه های مخابراتی یا سیم کارت هاست و تمرکز چندانی بر تجزیه و تحلیل و پردازش داده ها ندارد)، سکوی اینترنت اشیا با سخت افزار خاص (این سکوها اغلب سکوهایی انحصاری هستند که که توسط فروشندگان دستگاه ها توسعه داده شده اند مانند Nest ) و سکوی خالص اینترنت اشیا (سکو هایی که به صورت اختصاصی برای اینترنت اشیا و با در نظر گرفتن مواردی چون مقیاس پذیری، استانداردها و نیازمندی ها توسعه داده شده اند). البته همه ی انواع سکوها توانایی رهبری حوزه فناوری اینترنت اشیا را نخواهند داشت؛بلکه برنده ی نهایی سکویی خواهد بود که این موارد را ارائه نماید: مدیریت دستگاه ها، ذخیره سازی تحت ابر، تجزیه و تحلیل داده ها، به تصویر کشیدن داده ها و قابلیت کار کردن با سیستم های متفرقه از طریق API یا SDK .

سازندگان (تجمیع کنندگان) سیستم ها

سازندگان سیستم ها نقشی عظیم در اینترنت اشیای صنعتی خواهند داشت. همه چیز به محض بیرون آوردن از جعبه و بدون نیاز به تنظیمات برای راه اندازی (plug-and-play) کار نمی کند. بنابراین ما به سازندگان سیستم ها نیاز داریم تا مولفه های مختلف اینترنت اشیا را سرهم بندی کرده تا به بهترین حالت برای مشتری کار کنند. بهترین گزینه برای سازندگان سیستم ها این است که جای پای خود را باز کرده و با بازیگران بزرگ ارائه دهنده ی سکو وارد شراکت شوند.

ارائه دهندگان برنامه

این دسته، معمولا کوچکتر از آن هستند که بتوانند خودشان شراکت تجاری ایجاد نمایند. در حقیقت، به آن ها به عنوان هدف هایی مناسب جهت کسب بخش بزرگتری از زنجیره ارزش برای بازیگران عمده ی اینترنت اشیا نگاه می شود. شرکت های ارائه دهنده ی برنامه ی بسیار محدودی هستند که به صورت مستقل فعالیت کنند.

خلاصه

هیچ شرکتی تاکنون قادر به ارائه ی یک راهکار سرتاسری اینترنت اشیا نبوده است لذا یا باید تن به شراکت با دیگران داد یا این که از فعالیت در این حوزه صرف نظر نمود. به نظر می رسد ارائه دهندگان سکو جایگاه مناسبی دارند اما به شراکت تجاری نیاز دارند تا به حداکثر پتانسیل اینترنت اشیا دست یابند. سازندگان دستگاه ها و اپراتور ها نیز نیاز دارند تا با ارائه دهندگان سکو وارد شراکت شوند تا بیرون از اکوسیستم اینترنت اشیا نمانند.